تایید می شود- مهرنوش قربانعلی

 

هرچه تقاضای پناهندگی

به سفارت چشمانم رسیده است

همه را امضا می کنم

دلخوش به خطوط دستهایم بودند

چارفصلی که ازمرزهای سال گریختند

 

می پذیرم

الفبایی که تحت الحمایه ی من است

سرکشی کند

سوت بزند

خلاف قدمهایم برود به سویی

یادهای دیگری را بنویسد

یادآوری کند

گلوی کلمات را ولی بغضی

به دارخاموشی نیاویخته باشد!